مقدمه : شوراي جهاني توريسم و سفر (WTTC) در گزارشهاي سالانه خويش از رشد اقتصادي توريسم در كشورهاي جهان خبر میدهد. ميزان سرمايه گذاري در صنعت توريسم در سال 2000 معادل 701 ميليارد دلار يا 9/4 درصد از كل سرمايه گذاري بوده و پيش بيني میشود كه تا سال 2010 اين رقم به 1404 ميليارد دلار يا 10/6 درصد از كل سرمايه گذاري برسد. تأثيرات شگرف توريسم در كاهش نرخ بيكاري، افزايش سطح درآمد، تأمين منابع انرژي و رونق بازار صنايع دستي كه طبق آمار موجود 10 ميليون نفر از آن ارتزاق مي كنند تنها بخشي از مزاياي ويژه پرداختن به اين صنعت است. به ازاي ورود هر گردشگر 2تا 6 شغل به صورت مستقيم و با احتسابات مشاغل در بخشهاي توليدي و خدماتي براي هر گردشگر 9 تا 15 شغل ايجاد میشود. طي سالهاي اخير صنعت توريسم 1/5 درصد درآمد ملي جهان را به خود اختصاص داده است در حالي كه سهم هريك از صنايع نظامي، نفت و فولاد به 5 درصد هم نمیرسد. توزيع جغرافيايي اين درآمد به شدت نامتعادل است به طوريكه 80 درصد درآمد و اشتغال ناشي از اين صنعت به آمريكا و اروپا اختصاص دارداز 20 درصد باقي مانده 2/5 درصد سهم خاورميانه میباشد و از 2/5 درصد سهم خاورميانه كمتر از يك درصد سهم ايران میباشد. براي ورود هر توريست در كشورها مؤلفه هايي چون امنيت، ارایه خدمات بهينه، ميراث غني فرهنگي و تاريخي، جاذبه هاي طبيعي، دريا و درياچه ها، تنوع آب وهوا، ويزاي سهل وآسان و ... مورد نياز است که با فقدان هر يک از اين موارد ورود جهانگرد با مشكل و اختلال مواجه خواهد شد. [1]
اكوتوريسم در جهان : يكي از بخشهايي كه در صنعت توريسم مورد توجه گردشگران و جهانگردان قرار گرفته است صنعت اكوتوريسم است. توريسم سبز، توريسم پايدار و بيوتوريسم واژههاى متنوعى است كه براى گردشگرى طبيعت يا اكوتوريسم به كار برده مى شود. اكوتوريسم در فارسي با عنوان طبيعت گردي معني میشود. كويرنوردي، طبيعت درماني، غارنوردي، كوهنوردي، كوهپيمايي و ورزشهاي آبي از بخشهاي اكوتوريسم است كه موجب میشود اين صنعت روبرو رشد داراي نشاط و لذات خاص خود باشد. زير شاخههاي اكوتوريسم و طبيعت گردي به همراه تقسيمات فرعي آن بدين شرح است: 1. كوهپيمايي، ديدار از حيات وحش، ديدار از چشم اندازهاي طبيعي (آبشا ، جنگل، درياچه و رودخانه)، چشمههاي آب گرم و لجن درماني. 2. شكار چهارپايان، ماهيگيري و صيد پرندگان. 3. توريسم روستايي و آشنايي با كوچ و آداب و رسوم روستاييان. 4. ورزشهای آبي و ساحلي، شنا، قايقراني، اسكي روي آب و غواصي. 5. كويرنوردي و اسكي روي ماسه. 6. ورزشهاي حرفه اي از قبيل كوهنوردي، سنگنوردي، دره نوردي، يخنوردي، غارنوردي و دوچرخه كوهستان. در سالهاى اخير روند رشد سالانه توريسم در كليه رشتهها تنها ۴ درصد اعلام شد، در صورتى كه اين رقم در اكوتوريسم به ۱۰ تا ۳۰ درصد میرسد. همچنين پيش بينىها نشان مى دهد رشد توريسم در دهه ميلادى جارى بين ۴ تا ۷ درصد در نوسان خواهد بود كه بخش اعظم اين رشد به اكوتوريسم اختصاص دارد. آمارهاى سازمان جهانى جهانگردى درآمد توريسم دنيا را در سال۲۰۱۰ بيش از هزار ميليارد دلار تخمين میزند و معتقد است بخش بزرگى از آن سهم اكوتوريسم خواهد بود. [2] توسعه اكوتوريسم نيازمند سرمايهگذاري گسترده براي امكانات زيربنايي مثل هتل و جاده نيست. اكوتوريسم بيش از تأسيسات رفاهي و اقامتي نياز به منابع انساني دارد به همين دليل شايد نيازي به جذب سرمايهگذاريهاي سنگين نداشته باشد در حالي كه از سوي ديگر ميتواند با ايجاد حجم انبوهتري از فرصتهاي شغلي، منافع آن را به طور مستقيم متوجه مردم بومي و اقشار تهيدست جامعه سازد. [3] با گسترش اكوتوريسم امكانات ايجاد كاربري اقتصادي براي چشماندازهاي طبيعي و درنتيجه تأمين اعتبارات لازم در جهت حفظ آنها فراهم ميشود. اكوتوريسم در هر هكتار از هر نوع كشاورزى سودمندتر است و اشتغالزايى اكوتوريسم سه تا پانزده برابر بيشتر از كشاورزى است. اكوتوريستها عموماً داراي گرايش زيستمحيطي هستند و ميتوانند نقش مؤثري در پالايش آلودگيها، حفاظت محيطزيست و تبليغ و گسترش فرهنگ زيستمحيطي در بين مردم داشته باشند. گردشگران طبيعت از خود زباله اى در منطقه باقى نمیگذارند و زمانى كه در يك پارك ملى قدم ميگذارند طبق ضوابط زيست محيطى سعى میكنند از محلهايى عبور كنند يا به نحوى قدم بردارند كه گياهان و حشرات كمترى در زير پاهاى آنها له شود. اكوتوريستها به جاى آنكه شب را در هتل ۵ ستاره بخوابند، در آلاچيق چادر یا كمپ میخوابند. [4]
اكوتوريسم در ايران : ايران از نظر وجود آثار تاريخي و فرهنگي در ميان ده كشور اول جهان قرار دارد و از نظر جاذبه هاى اكوتوريسمى و تنوع اقليمى نيز جزو پنج كشور برتر دنيا است. اما تعداد توريستهاى ايران در حال حاضر كمتر از ۱۰۰ هزار نفر در سال است كه تنها به شهرهاى خاصى مانند اصفهان، شيراز وكرمان سفر میكنند. طبق آخرين آمار اعلام شده، در سال گذشته از مجموع اندك گردشگران وارد شده به ايران تنها2/2درصد اكوتوريست بوده اند. فراهم نبودن زيرساختهاى مورد نياز براى توسعه گردشگرى امكان ورود حدود يك ميليون و پانصدهزار اكوتوريست خارجى را مطابق پيش بينىهاى برنامه سوم دور از دسترس كرده است. از مهمترين دلايل اين امر، شناخت ناكافى برخى مسوولان از اكوتوريسم، نداشتن متخصص اكوتوريسم، عدم انتشار نشريات فعال و تخصصى در اين حوزه و نيز عدم ساخت برنامه هاى جذاب تلويزيونى است. در اغلب كشورهاى جهان كه حتي از نظر تنوع اقليمى و جاذبههاى طبيعى قابل مقايسه با ايران نيستند، آژانسهاى تخصصى بسيارى تشكيل شده كه تنها در زمينه اكوتوريسم فعاليت میكنند. اكوتوريسم جهان داراى ۸ شاخه اصلى و حدود ۸۰۰ شاخه فرعى است و از اين رو آژانسها مجبورند آن را به صورت تخصصى برگزار كنند چون هيچ فرد، گروه و آژانسى نمیتواند به تنهايى همه رستههاى اكوتوريسم را به دليل گستردگى آن پوشش دهد. وضعيتى كه به نظر میرسد در كشورمان چندان مورد توجه قرار نگرفته و از اين رو، نتوانسته است سهم واقعى خود را نيز به دست آورد. بنا به پيش بينى سازمان جهانى جهانگردى در سال ۲۰۲۰ ميلادى ضعيف ترين و پايين ترين كشورهاى توريست پذير جهان از طريق اين صنعت افزون بر ۲۰ ميليارد دلار درآمد كسب خواهند كرد و متوسط درآمد كشورهاى توريست پذير نيز در اين سال به ۵۰ ميليارد دلار خواهد رسيد. ايران در صورت سرمايه گذارى و تأكيد بر جذب گردشگر طبيعي (اكوتوريست)، میتواند به راحتى به درآمدهاى پيش بينى شده سازمان جهانى جهانگردى دست يابد. وجود ۱۴ اقليم مختلف، ۱۲ هزار نوع گياه، ۱۶۳ گونه پستاندار، ۱۹۶ گونه خزنده، ۱۷۴ گونه ماهى، ۲۰ گونه دوزيست و ۵۰۰ گونه پرنده در ايران كه به تنهايى به اندازه كل پرندگان سراسر قاره اروپا هستند، امتيازاتى است كه میتواند ايران را به سوى سهم واقعى اش سوق دهد. متوسط سفر ۵۰ درصد اكوتوريستهاى جهان بين ۸ تا ۱۴ روز است و براساس آمارها هر اكوتوريست به طور متوسط بين ۱۰۰۰ تا ۱۵۰۰ دلار درآمد ارزى به ارمغان میآورد. آنچه حائز اهميت است اين است كه نه تنها چرخ بسيارى از مراكز اقامتى در دورافتاده ترين نقاط كشور به حركت در میآيد بلكه ضمن رونق تورهاى طبيعت گردى و نياز اكوتوريستها به امكانات متعدد، براى عده كثيرى نيز اشتغال ايجاد خواهد شد. اكوتوريسم موجب فقرزدايى، ارتقاى سطح زندگى مردم و كاهش مهاجرت روستایيان به شهرها میشود. اكوتوريسم تنها شاخه اى از گردشگرى است كه به مشاركت جوامع محلى نياز اساسى دارد چرا كه بهترين و توانمندترين راهنمايان تورهاى گردشگرى طبيعى كسى نيست جز بوميان ساكن اين مناطق كه به راحتى میتوانند هدايت چنين تورهاى تخصصى را برعهده گيرند. همين مسأله در كاهش مهاجرتهاى بى رويه نيز نقش اساسى ايفا میكند. [5] اكوسيستم ايران، بستر مناسبي براي سودآوري در بخش اكوتوريسم است. هرچند بسياري از گونههاي نادر جانوري ايران يا به كلي منقرض گشته و يا در معرض انقراض هستند، ليكن هنوز هم گونههاي متنوع جانوري و گياهي در خور توجهي كه در اقاليم گوناگون موجود است، در صورت مديريت صحيح، میتواند جوابگوي گردشگران باشد. عليرغم قرار گرفتن بر كمربند خشك جهان، اما تنوع اقليمي و زيستگاههاي گوناگوني براي جلب سياحان در ايران وجود دارد. ايران با توجه به آنكه در جوار منطقه پرفشار حاره قرار دارد، داراي اقليم خشك و نيمه خشك و چشم اندازهاي زيستي ناشي از اين پديده است . مجموعهاي از چينخوردگيهاي دورانهاي اول، دوم و سوم زمينشناسي نيز موجب شده است كه ايران يكي از بلندترين فلاتهاي دنيا باشد. دو رشته كوه مرتفع و وسيع البرز و زاگرس با بيش از 300 قله با ارتفاع بالاي 4000 متر از سطح دريا در دل يك منطقه ی خشك و بياباني مجموعهاي از چشماندازهاي كوهستاني و جنگلي با شرايط اقليمي معتدل و حتي همراه با يخچالهاي دایمي ايجاد كردهاند. اين تنوع جغرافيايي علاوه بر فراهم كردن شرايط مناسب براي زيستگونههاي متفاوت گياهي و جانوري موجب تنوع در فرهنگ و قوميت، آداب و سنن، زبان و موسيقي، پوشاك، صنايع دستي و نحوه زيست در بين مردمان اين ديار نيز شده است. ايران يكي از پنج كشور بهرهمند از تنوع زيستي كامل (داشتن چهارفصل و زيستگونههاي اصلي گياهي و جانوري) به شمار ميآيد و افزون بر اين وجود بزرگترين درياچه جهان در شمال كشور، خط ساحلي هزار و 200 كيلومتري با خليج فارس، وجود 50 درياچه در داخل كشور كه از ميان آنها 18 درياچه در شمار درياچههاي كنوانسيون بينالمللي رامسر قرار دارند و نيز درياچه اروميه به عنوان يكي از 59 ذخاير زيستي كره زمين شناخته شده است. وجود بازماندههاي جنگلهاي هيركاني در شمال غرب مازندران مربوط به 10 هزار سال پيش، بيابانها و كويرهاي ايران با مناظر وهمانگيز و بديع مانند كلوتها در حاشيهي غربي بيابان لوت كه به بزرگترين شهر كلوخي جهان مشهور است ، تالابهاي بينالمللي (شبه جزيره ميانكاله، خليج گرگان، درياچهي پريشان و …) غارها، آبشارها، چشمههاي آب معدني و روستاهايي با جاذبههاي ويژه (كندوان، ماسوله و ...) همه و همه از جاذبهها و ظرفيتهاي بينظير اكوتوريسم در ايران و برخي از آنها از قطبهاي بينالمللي اكوتوريسم در جهان، به شمار ميروند.[6] متأسفانه درك نادرست و غلط از مفهوم اكوتوريسم در كشور موجب شده تا تنها شكارچيان به نوعى از حيات وحش كشور بهره مند شوند. حيات وحش متنوع ايران به جاى جذب عكاسان و گردشگران طبيعت، آماج گلوله هاى شكارچيان قرار مى گيرند تا بار ديگر مفهوم نادرستى از توريسم طبيعت يا به اصطلاح توريسم شكار به نمايش گذاشته شود. همين امر طى سالهاى اخير نسل بسيارى از گونههاى جانورى را در خطر انقراض قرار داده است. در حالى كه در كشور آمريكا تنها تماشا و عكاسى از پرندگان در تالابهاى اين كشور تا ۱۰ ميليارد دلار درآمد اقتصادى براى دولت ايجاد ميكند. درآمد حاصل از جذب گردشگران طبيعت در آمريكا در سال ۲۰۰۰ به ۶۰ ميليارد دلار رسيد. اما سهم ايران با وجود اين همه جاذبههاي طبيعى بى بديل صفر است. [7] عليرغم وجود اين مسایل يأس آور، هنوز هم طبيعت ايران چنان سفره زيبايي در مقابل ما گسترانيده است كه با مديريت صحيح میتوان از آن حداكثر بهره وري را كرد. بديهي است اين مهم تنها به دوش سازمانهاي جهانگردي و گردشگري و سازمان حفاظت از محيط زيست نخواهدبود كه مديريت ساير بخشها شامل صنايع، معادن، راه و ساختمان، آموزش و پرورش، بخشهاي فرهنگي، رسانهها و صداوسيما را در يك حركت جامع و عزم ملي میطلبد. در حقيقت بايد با مــديريتي جامع در زمينه اكوتوريسم، علاوه بر حفظ جنگلها و مراتع، به شناسايي زيباييهاي اين خطه به جهانيان و توليد درآمد ملي و ارزآوري مناسب و ساماندهي اقتصادي كشور ياري بخشيد. با توجه به اينكه در حال حاضر گردشگري طبيعت عمدتاً توسط گردشگران داخلي انجام ميپذيرد، در برنامهريزي براي گسترش گردشگري طبيعت چند نكته را بايد در نظر گرفت: 1 - شناسايي هرچه بيشتر مناطق مختلف كه استعداد باروري گردشگري طبيعت را دارند. در اين صورت نياز وافري به برنامهريزي دقيق جهت امكان سنجي و ايجاد گردشگاههاي مختلف در آنها ميباشد كه در اين ميان حفظ محيط زيست، هويت و فرهنگ بومي اين مناطق (با توجه به تنوع و تعدد اقوام و فرهنگها در ايران) بايد در نظر گرفته شود. 2 – فرهنگسازي و آگاه سازي گردشگران داخلي جهت برقراري ارتباط سالم و ايجاد تعامل با افراد بومي و تلاش جهت حفظ محيط زيست مناطق مورد بازديد. 3 - برنامهريزي درخصوص جذب طبيعت گردان ساير كشورها از طريق تبليغات مناسب و آگاه سازي سرپرستان تورهاي گردشگري در مورد ايجاد تورهاي خارجي مسووليت پذير جهت بازديد از نواحي مختلف ايران، كه اين نكته در تعامل فرهنگي و انتقال فرهنگ اصيل ايراني به ساير نقاط جهان نيز مؤثر خواهد بود.[8]
مشكلات اكوتوريسم در ايران: از مشكلات و معضلات برگزاري تورهاي طبيعت در ايران مي توان به اين موارد اشاره كرد: دسترسي سخت به مناطق بكر طبيعت، نامناسب بودن جاده ها و غيراستاندارد بودن وسايل نقليه مورد استفاده، دشواري ارایه خدماتي مانند محل اقامت، غذا و پذيرايي خصوصا در ارتفاعات. امداد و نجات از ديگر معضلات مهم طبيعت گردي است و امكانات عمومي و تسهيلات دولتي از قبيل كمپ، پستهاي امداد در مناطق كوهستاني دوردست، خوابگاه و رستورانهاي محلي و... يا وجود ندارد و يا داراي كمبودهاي زيادي است. از ديگر سو بعضي افرادي كه در سنين بالاتر قرار دارند و تمرين طبيعت گردي هم ندارند، اما دوست دارند كه در اين گونه برنامهها شركت كنند، با مشكل حمل بار شخصي خود مواجه هستند كه براي آن تنها ميتوان در صورت امكان به تمهيدات محلي مانند قاطر و باربر تكيه كرد. جهت اجراي تورهاي تخصصي، بايد دفاتري فعال باشند كه در اين زمينه كارشناسانه برخورد ميكنند، زيرا دفاتر غيرتخصصي، مسووليتي درقبال طبيعت، محيط زيست و جامعه محلي احساس نميكنند و در اين زمينه حساسيتي نشان نميدهند و در واقع قادر به اجراي تور مسوولانه نيستند، بنابراين در زمينه حفاظت از آثار طبيعي فرهنگسازي هم نميكنند. برگزاري مسوولانه تورهاي طبيعت گردي ميتواند اثري دوسويه داشته باشد. به عبارتي از يك سو در توريست و جهانگرد احساس مسووليت و احترام نسبت به ارزشها و جاذبههاي طبيعي و فرهنگي مقصد و فرهنگ بومي ايجاد ميكند و از سوي ديگر مردم جامعه ميزبان را به حفظ و نگهداري از منابع طبيعي و جاذبههاي فرهنگي و تاريخي خود راغب ميسازد. همچنين به برقراري ارتباط سيال و شفاف بين فرهنگهاي گوناگون انساني كمك میكند. توسعه صنعت اكوتوريسم در كشور قبل از هر چيز به بسترسازى فرهنگى نياز دارد. رعايت ملاحظات زيست محيطى به منظور بهره بردارى پايدار از طبيعت و آموزش عمومى به گردشگران براى اين امر بسيار ضرورى است. از سوى ديگر تهيه طرحهاى جامع مديريت گردشگرى در مناطق حفاظت شده و عرصههاى ملى يكى از نكات مهمي است كه بايد قبل از هر اقدام عملى مورد توجه قرار گيرد. يكي از دغدغهها در خصوص توسعه طبيعت گردي، احتمال آسيب رسيدن به طبيعت است. براي جلوگيري و كاهش آثار تخريبي ورود بازديد كنندگان به مناطق داراي جاذبه طبيعي میتوان از روشهاي مختلفي استفاده نمود: برنامه ريزي جهت ايجاد محدوديت در تعداد بازديدكنندگان در هر مقطع زماني (روز، هفته، ماه) و همچنين محدوديت راهها و مناطق تردد گردشگران، لزوم دريافت مجوز ورود و پرداخت ورودي براي بازديد مناطق با اهميت ويژه (مناطق حفاظت شده)، لزوم بازگرداندن زبالههاي توليدي بازديدكنندگان به خارج از منطقه، استفاده از درآمدهاي جذب طبيعت گردان جهت بهسازي و حفاظت جاذبههاي طبيعي كشور، آگاهسازي گردشگران درخصوص شكنندگي طبيعت زيبا، بازسازي آثار تخريبي آن در مدت زمان طولاني و همچنين ضرورت حفظ محيط زيست.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم خرداد ۱۳۸۶ ساعت 9:20 توسط آی سل
|